بگذار بخنديم بابا

ببین پسرم برای طنز نویس فقط یک جرقه کافی است تا بنویسد و ارشاد کند و اصلاح کند که تو این جرقه را زدی و ذهن خلاق من و جلال را به تکاپو واداشتی تا بنویسیم و دیگران هم نوشتند چون این درد وبلاگستان است. حالا شما هم به جای این که از آب گل الود ماهی بگیری و پای انگلیسیها رابه ماجرا بکشی کمی بخند مثل همه کسانی که در این چند روز دارند می خندند . جالب نیست که هر وبلاگی را باز می کنی می خندی ؟ پس بخند و شادمان باش که اصلاح شده ای و طنازان تو را به راه راست هدایت کرده اند. باور کن  برای من طنز نویس که لای صفحات روزنامه ها و سایت ها  شب و روز می گردم تا سوژه پیدا کنم تو سوژه خوبی بودی اما فقط یک سوژه بودی پسرم همین. افتخارات الان ابعاد گسترده ای پیدا کرده و ملت دارند می نویسند و می خندند . شما هم به جای این که عیش ما را منغص کنی بی خیال شو و بخند و دنبال ایجاد تشنج نباش. همین که الان تو اصلاح شده ای خیلی خوب است چرا که دوستان وبلاگی ات مثل پیامبران تو را هدایت کرده اند. این مسئله در حقیقت به قول  استاد داریوش کاردان دستمسکی بود برای خندیدن . دیگر شما خودت را با زاری قاطی خنده ها نکن .  بگذار بخندیم  بابا جان .می گذاری؟

پی نوشت :

۱- این همه در مورد انرژی هسته ای و جناب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و اشخاص شخیص ادبی فرهنگی هنری طنز نوشتیم کسی حواله مان  را به خدا نداد اما حالا به خدا حواله شده ایم . یا خدا ( تو.ضیحات در قسمت کامنت نوشته ی پایین )

۲- من شخصا این قدر بی کار نیستم که در مورد یک کوچولو طنز بنویسم و خودم را درگیر دعوایی کنم که به من چه؟ اما از کوچتکرین کارها سوژه می گیرم و طنز می نویسم .

۳- باز هم می نویسم اگر مشکلی بود. منتظر باشید.

 

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ مهر ،۱۳۸٥