شما قول داده بودی

در گیر و دار پایان نامه نوشتن و درست در حالیکه داشتم گالینگور پایان نامه ام را در مورد(( طنز هدایت)) تکمیل می کردم و درست در روزهایی که به دنبال جمله ای برای سپاس از عمران صلاحی می گشتم استاد رخت از جهان فرو بست و به قول اسماعیل امینی رهایی یافت.حالا من مانده ام و جمله ای دیگر برای عمران صلاحی که در حقیقت بیشترین کمک را در انتخاب موضوع پایان نامه ( در کنار اسماعیل امینی که ان شا الله زنده باشد )  با من انجام داد. عمران صلاحی هم رفت تا طنز بیش از پیش احساس تنهایی کند. ما هنوز به امثال مرحوم صلاحی نیاز داریم به قولی تازه داشتیم یاد می گرفتیم که ......... به هر حال نام استادم عمران صلاحی زینت پایان نامه ناشیانه من خواهد بود . اما استاد مگر قول نداده بودی که در مراحل بعدی پایان نامه را ببینی و بخوانی و ............ عمران صلاحی مثل همان آرامش و متانتی که داشت مثل همان لحن شعر خواندش رفت. خودم را در حد اندازه اینکه درباره استاد بنویسم نمی بینم دوستان و همکاران او حرفهای گفتنی بسیار خواهند داشت هر چند جایگاه او در ادب معاصر شناخته شده است.

با جلال سمیعی قرار گذاشته بودیم سال آینده در قالب جایزه عبید دست عمران صلاحی را ببوسیم اما حالا حکایت ماست که مانده ایم بی آنکه صلاحی در میان ما باشد.

خدایش بیامرزاد.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٥