هوتهران

هو تهران لعنتی من دارم می رم خرم آباد. گور پدر تو و دود دمت. ارزونی اونایی که دلبستت شدن و به بچه تهرون بودن می نازن. کذا و کذا به تموم اتوبان ها و کافی شاپ هات. من دارم می رم خرم آباد هو تهران مخوف می شنوی؟ من دارم می رم پیش کوچیکی هام جایی که همه رو می شناسم. می رم پیش اولین عشقم اولیم گریه ام اولین خنده ام اولین میز مدرسه ام اولین پفک دزدی ام اولین سیگار کشیدنم اولین شعر گفتنم اولین مرگ دیدنم اولین سفره عیدم اولین ................... من می رم پیش کوچه های بچه گی می فهمی؟ نه نه با تمام زوری که می زنی با تمام قشنگیات نمی تونی واسه ام خاطره باشی متاسفم تهران تو کمی دیر به زندگی من اضافه شدی هر چند واسه بعضیا وطنی ولی من به اندازه فاضلاب های خرم آباد هم واسه ات تره خورد نمی کنم شرمنده.

پی نوشت:

تهران صاحب هر چیزی از من می تونه بشه جز خودم .

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥