با کسی شوخی ندارم

دوستی در مورد پست قبلی من نوشته :

((جمالی فرد

آقا رضا؛ شما نمی خواد برای تهران ما تره خورد(!) کنی. ما خودمون دست به (خرد) کردنمون خوب هست. راستی؛ از فاضلاب های خرم آباد چه خبر؟ می دونی که اينجا خبری نيست...))

پی نوشت :

نمی دانم که دوست عزیزم با من شوخی کرده است یا به جد به گمان خودش اشتباه املایی مرا گرفته است اما چون  وقتی پای خرم آباد در میان باشد با احدی شوخی ندارم توضیح واضحات می دهم که دوست عزیز من فرق خرد با خورد را می دانم و چند تایی کتاب هم در خانه دارم و فرق زبان محاوره با زبان رسمی را هم می دانم و از فاضلاب های شهرم هم اگر بپرسی به لطف شما حالشان خوب است و شاهکار مردم تهران فقط تا ورامین نیست که می رسد و مطمئنم که شما وقتی با آن لهجه مامانی تهرانی حرف می زنی می گویی خورد نه خرد. درست است آقا؟ پس به جای این که غلط نگارشی بگیری و نمک بریزی کمی فکر کن که ممکن است من بعضی وقتها اعصاب نداشته باشم. آقای جمالی فرد عزیز آیه ای در مورد این که آدم هر جا  می رود باید کامنتی حواله کند نازل نشده است لطفا از این به بعد کمی نمکتان را کنترل کنید. البته شما که خودتون دست به خرد کردنتون خوب هست نه؟

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ مهر ،۱۳۸٥