برج

در تهران برجها و پاساژ هاي زيادي وجود دارد كه همه روزه از صبح تا موعد مقرري باز هستند و مردم براي خريد به آنها مراجعه مي كنند. نمنونه هاي زيادي از اين مراكز خريد در تهران وجود دارد كه شايد ديده باشيد. اين مراكر خريد كه محل فروش لولزم لوكس و آرايش و لباس و هر كوفت و زهر ماري است فقط چند ساعت در هفته تعطيل است كه آن هم به خاطر اين است كه فروشندگان حساب دخل و خرج كنند يا ويترين بچينند و يا در مغازه تميز كاري كنند. برج ..... واقع در آريا شهر تهران هم از اين جمله است كه جمعه ها از صبح چند ساعتي تعطيل است. اما وقتي اين برج تعطيل است در واقع تعطيل نيست و در حقيقت اين برج چند ساعت تغيير كاربري مي دهد و از پاساژ به حرمسرا تبديل مي شود.
كساني كه بعد از ظهر ها افتخار گردش در آريا شهر يا همان فلكه ي صادقيه خودمان را داشته اند مي دانند منظورم چیست. پسران فروشنده و غير فروشند ه در خيابان يا جلوي پاساژ ها مست و نيمه مست و يا هشيار دختران را ديد مي زنند تا منتهي اليه فلان جاي مردم را از نظر می گذرانند و ... بگذريم.
اما از ساعت نه و ده صبح جمعه تا سه و چهار كه پاساژ باز مي شود هر كدام از واحد هاي اين برج و هر كدام از مغازه ها يك حرمسرا هستند كه برادران و خواهران بدون هيچ مزاحمتي از سوي هيچ برادر ارزشي يا ارگان دولتي و يا قوه قهريه آن كار دگر مي كنند. به خدا طنز نمي نويسم ولي دختراني كه در بكي از واحد را مي زنند همان دم در مورد لطف قرار مي گيرند و آقايان دست كم نمي گذارند در بسته شود بعد لب و لوچه را مرحمت كنند. اگر يك روز صبح جمعه به برج .. برويد مي بينيد خانم ها با پوششي مثل كانال هاي سكسي داخل مي شوند و چند دقيقه يا ساعت بعد ( بسته به رقم قرارداد و توانايي هر دو طرف ) خارج مي شوند خارج شدني. دست كم نيروي انتظامي مي تواند چند نفر را بگذارد دم در اين برج تا به خواهران بگويد لااقل دكمه اي شلوار و مانتو خود را هنگام خروج ببندند كه اسلام به خطر نيفتد . اگر وقت داشته باشيد و دقايق ديگري را منتظر بمانيد خواهيد ديد كه هر چند دقيقه صداي قهقه اي ناشي از ..... و يا عربده اي ناشي از شراب سكوت پاساژ را به هم مي ريزد. خلاصه كه در ها بسته است و دربانان هشيار و بقيه در كار. اصلا قصد جسارت به حرفه ي خوش تيپ خوش پوش بوتيك دار را ندارم و كسي از كسبه  را متهم نمي كنم چرا كه من راضي تو راضي گور پدر ناراضي بعد هم چون جامعه اسلامي است و جواز كسب هم تاريخ دار جاي براي اتهام زدن باقي نمي ماند. اما واقعا سوال مي كنم كه وقتي اين شرايط براي اين برج و آدم هايش مهيا است چرا بقيه جوانان بايد از اين موهبت بي نصيب باشند. من به مسئولين پيشنهاد مي كنم كه اين برج ها را قانونمند كنند تا همه بتوانيم از مزاياي آن بهره مند شويم. باور نمي كنيد چه جيگر هايي بودند. چند تايي عكس هم گرفته ام  که عمرا نگذارم ببینید. راستي در اين برج صداي موسيقي كه از داخل شركت ها و مراكز شنيده مي شود هر چه بلند تر باشد يعني ....تا يادم نرفته بگويم آيا در جوامع غربي  و در تايلند كه مركز سكس دنياست به پسري اجازه مي دهند با شلوار برآمده بيايد جلوي در پاساژ سيگار بكشد و هي خودش را بخاراند؟
من آدم خدا پيغمبر شناسي نيستم و از همه آن آدم ها كثافت تر هم هستم  و قصدم از اين نوشته نه جانماز آب كشيدن است نه اداي روشنفكري درآوردن و نه از حزبي پول گرفته ام كه بنويسم نه هيچ چيز ديگر ولي باور كنيد از سيستم ساده و بدون محدوديت اين فاحشه خانه ها تعجب كرده ام و به جرات مي توانم بگويم ما در اين مورد هم ازهمه دنيا جلوتريم . در پايان از همه كساني كه دست به دست هم داده اند كه جوانان ما به نوايي برسند تشكر مي كنم . البته من مطمئنم كه كه تمام مراحل در داخل اين برج قانوني و بهداشتي و شرعي انجام مي گيرد و هيچ خطري ناموس ملت را كه براي خريد به آنجا مي رود تهديد نمي كند مگر جمعه ها كه آقا پليسه كار هاي مهم تري دارد.

پي نوشت :
1- بنده ي حقير هم يك ساعتي آنجا بودم نزديك بود به ترفندي وارد برج بشوم كه البته بايد خدمتتان عرض كنم با هشياري نيروي انتظامي و پليس 110 و مردم اين حربه ي استكبار جهاني و اسرائيل كور دل و حزب توده و خانواده ي رجوي و كانال هاي معاند و وليعهد و شاه معدوم و انگليس هم خنثي شد و من الان جزو آن دسته اي هستم كه ما را كشتند.
2- سرما باعث شده بود احتياج به رفع حاجت پيدا كنم كه از ترس اينكه فردا سي دي ام بيرون بيايد تحمل كردم و به دستشويي اين برج نرفتم.
3- از نوشتن نشاني اين برج معذورم بدار چون كه خودم هر جمعه بايد برم استوديوي دوستم كه اونجاست و ضايع است كه تو هم اونجا باشي.

  

نویسنده : رضا ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ،۱۳۸٥