مخمصه الطنازيه فی بلاگ پرشن

با عرض سلام و تحيت خدمت محضر مبارك ملت هفده مليوني.ايراد دارم به حضور انور و مخلصتان كه در راستاي اين طرز تفكر كه مي گويد :فعلا بشين ببين چي ميشه ما هم نشسته ايم ببينيم چي ميشه.و اما غرض و هدف از اين خوض و غرق قلم آنهم در هنگامه بي بديل و مطاوعت گونه عصر حاضرفقط ابراز وجود لا تاثير في كل احوال مملكت بود و اينكه نگويند كه عبيد را وهم آن گرفت كه خبري است و باس وياس شديد و مديدي از ميله و غير و ذلك و امثالهم دارد.چراكه به لطف دوستان ارانب در پناه سباعيان مي زيند و كبوتر بر گرده پلنگ سوار است و هيچ بدني از هلفدان مملو نيست و هيچ هلفداني بني آدم و ابوالبشر ندارد مگر به وقت نياز كه مشبع است و متكلف به انواع پذيرايي و عشق و حال.آري و ديگر زيادي حرفي نيست چراكه مخليه را طاقت قورمه سبزي نمانده و جان عزيز را توان بيرون جستن از سوراخ فلان نيست.باقي بقاهايتان باشد.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ،۱۳۸٤