بيمار بخت برگشته

ولگردي هاي يك آدم هاشور خورده

 

يا                   

 

 آدمي كه هاشور خورده بود و ولگردي مي كرد

 

آنچه كه امروز مي خواهم از ولگردي هاي خود برايتان بگويم در مورد ولگردي در جعبه جادو يا همان تلويزيون خودمان است.چون همانطور كه مي دانيد بنده علاوه بر ولگردي به وبگردي كانال گردي خبرگردي كوچه گردي و خيلي گردي هاي ديگرهم علاقه مندم كه بنا بر ضرورت شما را در جريان انها قرار خواهم داد.اما چند روز پيش در جريان ولگردي هاي خود بين كانال هاي متعدد و متنوع تلويزيوني خودمان و در حالي كه همينطور با كنترل داشتم اين كانال آن كانال مي كردم و روي اعصاب خانواده راه مي رفتم در بخش خبري ساعت 18.45 شبكه محترم تهران گزارشي ديدم با عنوان (بيمار بخت برگشته شهرياري) كه مي خواهم آن را براي شما تعريف كنم تا از ديده خودتان عبر كنيد و بيمارستان را آئينه عبرت بدانيد.( كساني كه گزارش مربوطه را ديده اند ميخواست نبينند تا الان برايشان تازگي داشته باشد) عرضم به حضورتان كه ماجرا از اين قرار است كه بيماري دست و پا شكسته و تصادف كرده با صورت خونين و مالين در پياد روي جلوي بيمارستان تامين اجتماعي شهرستان شهريار رها شده روي زمين درحال رفتن به سراي باقي مشاهده مي شود.بروبچه هاي شبكه تهران كه دمشان گرم باد فورا به محل مي آيند و شروع مي كنند به تهيه گزارش و با رئيس بيمارستان صحبت مي كنند كه چرا اين بيمار اين طور افتاده جلوي در بيمارستان و شما چرا كاري براي او انجام نمي دهيد؟ رئيس بيمارستان ضمن تكذيب وجود هر گونه شي و يا موجود زنده از قبيل آدميزاد در محل ياد شده اضافه ميكند: كه اين بيمار را از اول همينطور پرتاب نكرده اند توي خيابان بلكه ديشب ضمن مداواي مفصل و انجام آزمايشات مكرر و مفيد و نيز چكاپ كامل برايش سوپ آورده اند و كلي قربان صدقه اش رفته اند و جنگ ستارگان سه را گذاشته اند ببيند و برايش لالايي خوانده اند و مثل پروانه دورش بوده اند و تر و خشكش كرده اند .اما چون تا صبح كس و كارش پيدا نشده اند و اصولا چون بيمار بي پول و بي كس وكار به درد قبرستان هم نمي خورد چه برسد به بيمارستان مسئولان بيمارستان تصميم مي گيرند اين موجود بي فايده را تحويل 110بدهند چراكه تازه متوجه شده بودند كه نكند اين يارو جاسوسي چيزي بوده باشد.خلاصه با 110 تماس ميگيرند و يكي را( هويت اين يكي هنوزمشخص نيست) با بيمار مي فرستند توي حياط بيمارستان تا بيمار را تحويل 110 بدهد. اما وقتي كه 110 بعد از دو دقيقه و نيم در محل حاضر مي شود بيمار به همراه آن يك نفر در خيابان بوده اند و 110 چون كسي را در داخل محوطه مشاهده نمي كند لذا طبق دستور به كلانتري مراجعت مي كند و آن يكي هم بيمار بخت برگشته را ول مي كند توي خيابان.اما وقتي كه سر و كله خبرنگاران سيما پيدا مي شود مسئولان بيمارستان كه ناگهان دوربين ها را مي بينند تصميم مي گيرند براي اينكه از شر خبرنگاران سمج راحت شوند بيمار را دوباره برگردانند داخل بيمارستان تا وقتي آنها رفتند دوباره او پرتاب كنند توي كوچه خيابان.به همين خاطر فورا آمبولانس در محل پياده رو حاضر شده بيمار را داخل آن مي گذارند اما راننده هر چه استارت مي زند آمبولانس روشن نمي شود.پس عده اي شروع مي كنند به هول دادن ماشين اما وقتي كه آمبولانس استارت مي خورد و تك آف مي كشد ناگهان در عقب آمبولانس باز مي شود و بيمار بخت برگشته مادر مرده شهرياري با برانكارد افتاد مياندازد وسط خيابان . و من كور بشوم اگردروغ بگويم كه همه اين چيز ها را از شبكه پنج سيما ديدم.البته اين دوست بيمارما شانس آورد كه طرف حسابش هلي كوپتر نبود وگرنه………بگذريم.اما به قول استادي كه مي گفت:( آدم نبايد از اهميت رسانه هاي خبري غافل باشد) ما از اين گزارش نتيجه مي گيريم كه:

 

1- آدمي كه كس و كار ندارد نبايد تصادف كند.

2- پرتاب بيمار به خارج از بيمارستان طبق دستور و در چارچوب قانون صورت گرفته است.

3- پليس كسي را بيمار مي داند كه فقط در محوطه بيمارستان باشد افراد در كوچه و خيابان شامل اين قانون نمي شوند.

4- روشن نشدن آمبولانس آنهم در فاصله 10 متري بيمارستان امري طبيعي است كه در بسياري از كشورهاي آفريقايي هم اتفاق مي افتد و ما نبايد به آن گير بدهيم.

5- برانكارد را براي همين ساخته اند كه اگر بيمار از توي آمبولانس سر خورد چيزيش نشود.

6-بيمارستان تامين اجتماعي چون وظيفه اش تامين نياز كل اجتماع است لذا در قابل افرادي كه تكي و غير اجتماعي تصادف مي كنند مسئوليتي ندراد.

7-آدم خوب است با كسي تصادف كند كه از حداقل كس وكار يعني پدر و مادر برخوردار باشد.

8- لازم است از اين به بعد پشت آمبولانس ها درشت بنويسند :-خطر پرتاب بيمار به سطح خيابان- تا رانندگان حواسشان جمع باشد و موارد سقوط احتمالي را زير نگيرند.

 

زياده سخن ندارم.باقي بقاهايتان باشد.

 

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٤