باز هم برره

از چند روز پيش كه من در مورد مطلب اشكان نيري و شيفتگي بيش از حد او به برره نوشتم بين دوستان و آشنايان اينگونه در مورد من قضاوت شد كه گويا من فقط عيب مي را گفته ام و چشمم از ديدن محاسن مديري كور است در صورتي كه چنين نيست. من در مورد بكارگيري زبان و لهجه من درآوردي در برره بشدت و حدت حرف دارم و با آن مخالفم كه حتما در متني كه براي هفت سنگ خواهم نوشت به آن خواهم پرداخت. فقط اينجا در جواب دوستان و اساتيد ارجمندم چون سركار خانم رويا صدر بايد اين نكته را به اجمال بگويم كه زبان مورد استفاده در برره به هيچوجه من درآوري و سمبليك نيست و عمدا و يا سهوا دقيقا بر مبناي ويژگيها و خصوصيت منحصر به فرد زبان هاي محلي چون لري و كردي و بلوچي درست شده است. لازم به ذكر است كه مديري در اين گويش برره اي كه دوستان فكر مي كنند ساختگي است دقيقا از لغات خاصي چون (قاز قلنگ) كه در لري و كردي كرمانشاهي كاربرد دارد و به معناي نوعي پرنده است (لك لك؟) و در كنايه به افراد دست و پا دراز گفته مي شود استفاده ميكند.من نيز نسبت به استفاده از رقص هاي محلي كه نبود آن هيچ خللي به ساختار دراماتيك قصه برره وارد نميكند و جزو بديهايي چون رشوه گرفتن نيست اعتراض دارم.دوباره هم لازم به ذكر است كه خود از مخاطبين قديمي مديري هستم و در استعداد و نو آوري و هوش وي در ايجاد طنز و ارتباط با مخاطب آنهم در طول مدتي طولاني شكي ندارم اما همانطور كه گفتم به برره مديري نقد دارم.بهرحال مديري دارد بعضي جاها با المان هايي بازي مي كند كه هيچ ربطي به نقد وي در مورد ايران امروز ندارد و لبه تيز شمشيرش به طرف روستاها و فرهنگ بومي ( اتفاقا قسمت خوبش ) مي باشد.من خود به عنوان يك روستا زاده و لرستاني و نيمه پژوهشگر زبان هاي محلي و فرهنگ توده خطراتي را در برره مديري احساس مي كنم كه خواهم گفت . و خواهم گفت چرا و به چه قصد مديري رقص هاي محلي ما را و آواز سرنا و دهل را در برره اينگونه نشان مي دهد ؟ اصلا چه دليلي دارد رقصي كه در جاي جاي اين كشور به شكوه و زيبايي به آن در مراسم گوناگون پرداخته مي شود را اينگونه نشان داد و آن را هجو كرد؟ آيا رقص محلي در لرستان و يا كردستان هم جزو آن نقدي است كه مديري به وضعيت امروز ايران دارد؟ آيا اينهم معزلي چون رشوه است؟ آيا مني كه در حيطه شعر لري و تحقيق در آداب و رسوم بومي كشور كار كرده ام و براي زنده نگاه داشتن ادب فولكلور زادگاهم كوشش كرده ام نبايد از مديري انتظار داشته باشم كه پايش را از تمسخر بي دليل انها كنار بكشد؟ اصلا همه آنچه كه من اعتقاد دارم اشتباه اما جواب برادر كوچكم را چه بدهم كه درتهران بي در و پيكر توسط دوستانش مسخره مي شود كه به بود مي گويد بي و برره اي حرف مي زند؟ چرا جان نثار بايد آذري حرف بزند ؟ آذري ها پاچه خوارند؟ پس چه؟ چون طنز است عيب ندارد؟ اگر عيب ندارد كه آدم مي شود فلان كار را هم بكند كه البته خنده اش بيشتر است!!! من باز تاكيد مي كنم بهيچوجه برره را تمثيل و سمبل نمي بينم و اعتقاد دارم برره باعث ايجاد گسل بين جوانان و نوجوانان ما با فرهنگ و برخي آداب و رسومشان  مي شود و...........................

 ادامه سخن را مي گذارم براي هفت سنگ و در پايان براي مديري همكارم خوبم ( كه هم طناز است هم چون ما صدا سيمايي ) كه دارد در رسانه ملي حرف هايي به روشني و لطافت مي زند و گوشي را دست برخي آقايان مي دهد و گاه آئينه اي جلوي صورت ما مي گيرد و نشتر و تلنگري به وجدانمان مي زند و نيز تيم خوب نويسنده اش آروزي موفقيت مي كنم.

تا هفت سنگ.

 

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٤