يکصد و سومين سالروز تولد صادق هدايت

                                                               

آنلاين شدم تا سالروز تولد صادق هدايت را يادداشتي بنويسم كوتاه و يادي كنم و درگذرم، اما......اين نوشتن و ياد كرد ساعتي به طول انجاميد.

 

 

 

ناگفته ميدانيد كه تقريبا همه آثار داستاني هدايت حاوي عنصر طنز است  و حتي چندين اثر را در قالب طنز نوشته است. هدايت به گفته نزديكانش خود آدم شوخ و طنازي بوده است و از آدم هاي به اصطلاح مجلس گرم كن بوده است. اين نويسنده و متفكر بزرگ معاصر حتي در نامه ها و نوشته هاي عادي اش هم شوخ است. يعني مي توان گفت كه در ذات كلمات و حرفهايش هميشه گونه اي از طنز نهفته است و نه تنها در جاي جاي داستان هايش چون ( علويه خانم ) ( حاجي آقا ) بلكه در نامه ها و مكاتباتش هم طناز است. مثلا در نامه اي به تاريخ 20 سپتامبر 50 به م. فرزانه مي نويسد: اينهم كاغذ مفصل دگر چه ميخواهي؟ از قول من به رئيس جمهور خيلي سلام برسان و وشگانش بگير. يا در نامه ديگري در 15 نوامبر 50 ميگويد:.... وگرنه ديدار به قيامت حالا بده پاريس را آب و جارو و تر و تميز بكنند و تمام اگزيستانسياليست ها جلو من رژه بروند. يا در نامه اي به مرحوم مينوي ميگويد:از قرار معلوم با آقاي فرزاد ميانت شكر آب شده و سايه همديگر را با تير ميزنيد. اين هم خودش حالتي دارد.از قول من به همه كور و كچل هاي آن جا سلام برسان.و....... تقريبا همه نوشته هاي هدايت  سرشار از اين نوع شوخي هاست.

 

و اما ( حاجي آقا)  يكي از آن داستان هايي است كه سرشار از طنز است و هدايت بخوبي از عناصر طنز چون تكرار جمله معروف حاجي آقا كه دائم مي گويد :( زمان شاه شهيد خدابيامرز يا اگر زمان شاه شهيد بود) استفاده كرده است.اسامي شخصيت ها در اين داستان بر مبناي شغل و خصوصياتي دارند بسيار خنده دار و بامزه است مثل : دوام الوزاره ، فلاخن الذوله ، مزلقاني ، خيزران نژاد و يا شاعري كه نامش منادي الحق است. و حالا در فرصت كوتاه بخش از داستان حاجي را براي شما نقل ميكنم تا با طنز هدايت بيشتر آشنا شويد.حاجي آقا پر از ديالوگ هاي طنز و شوخي است مثلا آنجا كه دوام الوزاره در حضور حاجي آقا شفارس سرهنگ بلند پرواز را ميكند ، هدايت از زبان دوام الوزاره خطاب به حاجي آقا چنين ميگويد:

 

(....نا گفته نماند كه آقاي سرهنگ بلند پرواز خيلي طرف توجهات ذات همايوني هستند و قبل از حركتشان به لرستان، كنفرانسي راجع به غرور ملي در باشگاه افسران داده اند كه بطبع رسيده و بسيار مورد پسند مقامات عاليه واقع گرديده. از طرف ديگر، بسر مباركتان قسم كه چون من با روحيات ايشان بخوبي مانوسم، ميتوانم ، به جرات به شما اطمينان بدهم كه آدم شريف و دلرحيمي است ، بطوريكه حاضر نيست كه يك مورچه را زير پايش لگد كند. اما فبل از همه چيز نظامي وظيفه شناسي است كه تخلف از اوامر و مقررات نظام را جايز نميداند و سر و جان را فداي ميهنش ميكند. يعني از تارك سر تا ناخونهاي پايش چكيده ميهن پرستي است.گيرم هر كسي يكجور وطن خودش را ميپرستد.وليكن چيزيكه هست، اشخاص مفتني كه البته توقعات نامشروع بر خلاف مصالح عاليه كشور داشته اند و به تقاضاي ايشان ترتيب اثر داده نشده، از راه غرض و مرض راپورتهائي بمركز فرستاده اند كه آقاي سرهنگ روساي ايلات را به قرآن قسم داده و همينكه تسليم شده اند آنها را كشته و ايلات را تخت قاپو كرده و مال و حشم آنها را غضب كرده و يا اينكه مشاراليه به بهانه تعقيب اشرار عده اي از مردم بيگناه را كشته و اموال آنها را تصاحب كرده است. چنانكه ملاحظه ميفرماييد اين برنامه دولت است و آنچه كرده در اينصورت مطابق دستور و امر مافوق بوده. اما از قرار اطلاعي كه بنده از وزارت داخله كسب كرده ام ، اشراري كه ايشان در لرستان قلع و قمع كرده اند، اشرار مورد نظر نبوده اند و حال همين اشرار از خوزستان سر درآورده و مشغول دست درازي به جان و مال و ناموس اهالي شده اند. مقصود از طول كلام اينست كه جنابعالي را بجريان وقايع آشنا بكنم و در نتيجه ذهن ذات اقدس ملوكانه هم نسبت باين جريانات مشوب شده و البته خودتان متوجه عواقب وخيم آن........)  

بله همانطور كه متوجه شديد در متن بالا و صحبت هاي دوام الوزاره طنازي هاي زيادي ديده ميشود از جمله:

 

1-  كنفراس دادن در مورد غرور ملي كه چاپ هم شده.

 

2 -   دوام الوزاره در خصوصيات اخلاقي سرهنگ مي گويد : بطوريكه حاضر نيست كه يك مورچه را زير پايش لگد كند = در حاليكه بايد ميگفت مورچه را له كند . هدايت به طنز ميفهماند كه سرهنگ اگر بخواهد مورچه اي را اذيت كند آن را زير پا لگد ميكند.

 

3 – به اين جمله دقت كنيد : آقاي سرهنگ روساي ايلات را به قرآن قسم داده و همينكه تسليم شده اند آنها را كشته و ايلات را تخت قاپو كرده و مال و حشم آنها را غضب كرده و يا اينكه مشاراليه به بهانه تعقيب اشرار عده اي از مردم بيگناه را كشته و اموال آنها را تصاحب كرده است. در حقيقت همه اين كارها را سرهنگ به واقع انجام داده جنانكه در سطر بعد ميگويد كه اينها برنامه دولت است و دستور و امر مافوق بوده است و همانطور كه خود دوام الوزاره گفته  كسي كه  از تارك سر تا ناخونهاي پايش چكيده ميهن پرستي است نميتواند دستور مافوق را نشنيده بگيرد.

 

4 -  ميگويد برخي از سخن چينان گفته اند كه : مشاراليه به بهانه تعقيب اشرار عده اي از مردم بيگناه را كشته و اموال آنها را تصاحب كرده است. بعد دوام الوزاره در توجيه اين حرف كه سرهنگ به بهانه اشرار مردم بيگناه را كشته است  و در رد اين اتهام مي گويد : اما از قرار اطلاعي كه بنده از وزارت داخله كسب كرده ام ، اشراري كه ايشان در لرستان قلع و قمع كرده اند، اشرار مورد نظر نبوده اند و حال همين اشرار از خوزستان سر درآورده و مشغول دست درازي به جان و مال و ناموس اهالي شده اند . يعني اصلا آن مردمي كه بيگناه كشته شده اند مهم نيست مهم اشتباه سرهنگ در شناخت اشرار بوده است و در حقيقت سرهنگ اشرار مورد نظر را قلع و قمع نكرده است همين. و علاوه بر اين  شايع سخن چينان كشتن مردم و تصاحب اموال آنان بوده  اما  دوام الوزاره آن را رد ميكند  و ميگويد كه سرهنگ اشرار را قلع و قمع كرده است كه اين قلع وقمع كردن در حقيقت همان كاري است كه سرهنگ با مردم بيگناه كرده است همان كساني كه دوام الوزاره آنان را اشرار خطاب ميكند.

 

 

و حالا در ادامه بخوانيد كه حاجي آقا در جواب دوام الوزاره چه ميگويد و چه نظري در رابطه ابلات و عشاير ابراز ميكند:

 

بله، من هميشه گفته ام كه ايران قبل از همه چيز احتياج به آدم با تصميم داره . اينجا فحط الرجال ادمه ، خوشبختانه امروز سرنوشت ملت بدست قائد عظيم الشاني مثل اعليحضرت سپرده شده . اما حيف كه يك نفره ، تمام اطرفيانش دزد و دغل و مغرض هستند. مثلا همين قلع و قمع اشرار كه حالا گزك بدست يكمشت دزد داده ، براي آبادي و عمران مملكت لازمه، جزو برنامه دولته. بايد نسل همه ايلات و عشاير را از ميان برداشت تا بتوانيم نفس راحت بكشيم. از شما ميپرسم اينها به چه درد مملكت ميخورند؟ هميشه باعث اختلال امنيت و موي دماغ حكومت مركزي هستند و اموال تجار بيچاره را بغارت ميبرند و مردم را ميكشند بايد همه آنها را قتل عام كرد.ما احتياج به اشخاصي مثل تيمسار سرهنگ بلند پرواز داريم. ميشنويد؟ تيمسار خدمت به مبهن كرده، بايد دستش را ماچ كرد.

 

و اما طنز اين بخش:

1- در حقيقت اعليحضرت را به ذم شبيه مدح كوبيده است: . اينجا قحط الرجال ادمه ، خوشبختانه امروز سرنوشت ملت بدست قائد عظيم الشاني مثل اعليحضرت سپرده شده . اما حيف كه يك نفره ، تمام اطرفيانش دزد و دغل و مغرض هستند. تمام نسبت هاي شاه را به اطرافيانش داده است.

 

2 – ناگهان سرهنگ تيمسار ميشوند: ما احتياج به اشخاصي مثل تيمسار سرهنگ بلند پرواز داريم. ميشنويد؟ تيمسار خدمت به مبهن كرده، بايد دستش را ماچ كرد.چراكه بعد ها ممكن است خود حاجي كارش جايي كند و نياز به تيمسار پيدا كند به علاوه براي اينكه بيشتر از دوام الوزارع پول بگيرد بدش نمي آيد درجه سرهنگ را هم ارتقا بدهد.

 

باقي شوخي ها را مطمئنا خود دريافته ايد.

 

 

اين نوشته اي بود عجولانه و پر كاستي كه  فقط جنبه آشنايي با طنز هدايت داشت. امدوارم هر چند اندك موجب استفاده قرار گرفته باشد. نقايص را بر من ببخشيد.

 

 

 

يادش گرامي و روانش شاد.                             

 

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٤