چه نمی کنه اين سنقری

امروز در غرفه گل آقا تازه بين اين همه کاريکاتوريست يک طرفدار پيدا کرده بودم و داشتم سر صحبت را باز می کردم که ناگهان سرکار خانم صابری با خودکار به من اشارتی کرد و مرا به گوشه غرفه کشاند و خيلی شفاف گفت که سايت گل آقا کار آرمين سنقری نيست و تو و جلال ديگر خيلی بی انصافی ايد و بچه مردم را که سرکار  خانم محمد زاده باشند حساب نکرده ايد. صحبت های سرکار خانم صابری در ادامه با جملاتی در وصف آرمين سنقری به پايان رسيد.

اما به خانه که رسيدم ديدم سرکار خانم محمد زاده آمده اند و جواب گلايه من را که چرا اسم مرا در رديف داوری نهايی جشنواره دو سالانه ادبی ذکر نکرده ايد به شدت داده اند =

سلام
ما که بخيل نيستيم شما به دوست شفيقتان - آقای سنقری - خسته نباشيد بگوييد. اصلا توی اين دوره و زمانه آدم لذت می برد اين جور رابط دوستانه جوانها را می بيند. اما فقط محض اطلاع عرض می کنم که اگر مقدمه ويژه نامه را بدقت مطالعه کنيد متوجه خواهيد شد که ويژه نامه حاصل تلاش دوستان ديگری است که آقای سنقری هم يکی از آنهاست.
نکته ديگر اينکه ما که اسمتان را در صفحه اول ويژه نامه آورده ايم. البته دلخوريتان را که ديديم( و نه از ترس منفجر شدن) اسم شما را هم به آن تشکر اضافه کرديم.
باز هم با تشکر
دبير سايت گل آقا

 

                                                   

بله. و من بعد از اين حوادث فکر کردم که چه اشتباهی کرده ام و رفاقت با آرمين ناباب دارد مرا به قهقرا می کشاند و عنقريب است که حتی معتاد هم بشوم. پس من بدينوسيله و در اين ملا عام ضمن تکذيب تمام تشکر های خود از آرمين سنقری ناباب به سرکار خانم محمد زاده دبير محترمه سايت گل آقا خسته نباشيد می گويم و با صدای بلند فرياد می زنم مرگ بر آمريکا مرگ بر اسرائيل مرگ بر مجاهدين و صدام مرگ بر آنگولا ( مرگ بر آخر در جهت حمايت از تيم ملی صادر شد)

و اين هم از سويدای دل به اصحاب و اذناب گل آقا

                           خسته نباشيد

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥