مستقيم

...لعنت بر پدر و مادر ... استغفرالله ، اين مردم هم خوب بلدن بامبول در بيارن ها ، وسط اين اوضاع درهم برهم بنزين و كارت سوخت كه خود دولت و مجلس هم توش موندن اين يكي ديگه نوبره ، آقا از صبح به هر كي مي گيم كجا، مي گه مستقيم ، خب از آزادي تا تجريش مي شه مستقيم رفت ، ديروز مسافر زدم از شريعتي، از بالاي شريعتي تا خود دروازه دولت باهام اومده صد و پنجاه تومن داده مي گه من گفتم مستقيم ، ما هم كه حوصله ي بحث و كل كل اينا نداريم كه ، به شما برنخوره تا مي خورد زديمش، داغ دل كارت سوخت و پول خرد و بنزين و گازوئيل و تجميع انتخابات و رو سرش خالي كرديم ،آخه مي خواي كرايه كمتر بدي چرا اين كارو مي كني ، به جون عزيزم قسم مسافر زدم از ترمينال خزانه تا دور ميدون ونك ، گفت ندارم ، گفتم نه نه دعا كن ، ولي از آدم گردن كلفت روزنامه خون دودره باز نامرد مي گيرم، تو اين بيست و چند سال شوفري هشت دفعه با مسافر جماعت قاطي كردم رفتم پاسگاه و دادسرا و دادگاه  هر هشت بارش سر اين مستقيم گفتن ها بود ، آخه تو كه مي گي مستقيم نمي گي تا آنكارا مي شه مستقيم رفت ، دست كم بگو تا سر چهارراه  ، فلان جا ، نه اين كه دويست كيلومتر بشيني تو ماشين بعد يه دويستي تف كني كف دست ما ، شما رو نمي گم ها ، بعضي مردم نالوطي منظورمه، شما معلومه سرت تو كارت مملكته ، حساب كتاب بلدي ، مي دوني كه سهميه بندي بنزين مساله قانونيه، مهمه ، ولي بعضي از مردم نمي فهمن ، طرف هفتاد مليون پول ماشين مي ده ، مياره تو پمپ بنزين جلوي چشم كارگر جماعت نود ليتر پرش مي كنه ، خب قانون بايد جلو اينارو بگيره ، به نفع مملكت نيست ، بعد مي گن تاكسي ها سر خود گرون كردن ، راستي آقا شما كه سرت تو كار سياسته مي دوني اين انتخابات بالاخره استاني شده يا نه...

/ 0 نظر / 8 بازدید