عشق و بنزين

می گفت : من هر سال دو سه بار برای زیارت به مشهد می روم  اما امسال چون یکی دوبار به شهرستان رفته ام دیگر برای مسافرت سهمیه بنزین ندارم  حالا یا باید فکر هواپیما و اتوبوس باشم یا کلا قید زیارت را بزنم.

پیرمرد می گفت:آدم اگر عاشق باشد می رود.

حالا فکر کنید یک آدم عاشق را که شبانه شلنگ برداشته  باک همسایه را شکسته تا بنزین بردارد عاشقانه برود سفر امام رضا.

راستی اگر یکی پشت چراغ قرمز چاقو گذاشت زیر گلویتان که کارت سوخت رو رد کن بیاد کارت را بدهید چون عاشق است و زائر و مضطر و آدم در حال اضطرار نمی داند چه می کند.

/ 0 نظر / 54 بازدید